+میخوام اتاقمو عوض کنم :)
فقط بهترین تلاشت رو بکن
بیشتر تمرین کن
میخوام نشونشون بدم
اگه اون بخش رو میخوای،بدستش بیار
یا یدونه خطا ازت سر بزنه
یدونه
شیر فهم شدی؟
انتخاب با خودته
-تو زبان انگلیسی هیچ جمله ای بیشتر از
جمله ی کارت خوب بود آسیب نمیرسونه
+ولی حد و حدودی هم هست؟
میدونی مثلا اینکه زیاده روی کنی و چارلی پارکر بعدی رو ناامید کنی تا دیگه هیچوقت چارلی پارکر معروف نشه؟
-نه پسر،نه
چونکه چارلی پارکر بعدی امکان نداره ناامید بشه
و هرگز بابت نحوه تلاشم عذرخواهی نمیکنم
+دیالوگی دوست داشتنی
اولیش
من خیلی اهمیت نمیدم
فکر میکنم شرایط عوض میشه
میدونی مردم همیشه عوض میشن کارا درست میشه
-تو رفیق نداری؟
+نه
-چرا؟
+نمیدونم،هیچوقت متوجه نشدم به چه دردی میخوره
-پس عقیدت از موفقیت اینه؟
پدرش:عقیده من از موفقیت این نیست که تو سن 34 سالگی ورشکسته،مست و هروئینی بمیری
+من ترجیح میدم تو 34 سالگی مست و ورشکسته بمیرم و باشن کسایی که سر میز شام در موردم صحبت کنن
تا اینکه طوری زندگی کنم که تو 90 سالگی پولدار و هشیار باشم و کسی یادش نیاد من کی بودم
-ولی رفیق هات تو رو به یاد میارن،اینش مهمه
+هیچکدوممون رفیق چارلی پارکر نبودیم،اینه که مهمه
دومیش
بدجوری تقلا میکرد
همه اساتید بهش میگفتن شاید برای این کار ساخته نشدی
اون بچه ی ترسو ولاغر
چون نمیتونست گام ها رو درست برداره به خودش بد و بیره میگفت
تو وجودش یه هدف دیدم
یه سال بعد نفر اول شد

سریعتر
سریعتر
سریعتر
سریعتر
سریعتر
ادامه بده
ادامه بده
سومیش
و گند میزنه
و به خاطر اون کارش یجورایی سر به تنش نمیذاره
رو سن مضحکه ی خاص و عام میشه
اون شب رو با گریه میخوابه ولی صبح روز بعدش،چی کار میکنه؟
تمرین میکنه
تمرین میکنه و تمرین میکنه،با یه هدف تو ذهن
که دیگه هیچوقت مضحکه ی بقیه نشه
یه سال بعد برمیگرده
میره رو سن و بهترین تک نوازی که دنیا به خودش شنیده رو میزنه
پایان داستان
برچسب:
نویسنده: بردیا محمدپور